وقتی که به قاشق چنگالای دم دستی دو تا قاشق چنگال اضافه میشه وقتی پارچ و لیوانای سِت رو با اون همیشگی ها عوض میکنه وقتی اون یک لیوان مخصوص گنده که خصوصیتش اینه که حجمش دو برابر و نیم لیوانای معمولی ِ و اینکه وقتی آب میخوری اونقدر دهنش گنده هست که دماغ ِ آدمم توش جا میشه و با لبه لیوان دیگه برخورد نمیکنه ، در میاره وقتی ما چهار نوع خورش واسه ناهار داریم ، پنج نوع غذا واسه شام وقتی یخچال پر از دسر و شیرینی میشه وقتی میز تو حیاط تمیز میشه واسه شام خوردن وقتی زنگ میزنه به باغبون که بیاد ؛ که همه چی تو حیاط تازه و مرتب باشه وقتی همه مونو مجبور میکنه اتاقامونو مرتب کنیم و همه جای خونه برق میزنه و خیلی تغییرات کوچیک دیگه که میدونه دوست داره و کسی شاید یادش نباشه ... همه اینا یعنی اینکه خواهرم داره میاد و مامانم خوشحال ِ ؛ حتی شاید همه اینکارا فقط واسه یه روز اومدنش باشه ! و بعدش که همه این تغییرات برمیگرده سر جاش ... این یعنی اینکه همه هم و غم و امید یه نفر فقط خونوادش و بچه هاشن . وقف یک عمر ...
و.ج : خدا بشکونه دل کسایی که دل یه نفرُ اینجوری شکوندن .