اندر احوالات مدهای امروزی اینکه الان میتونم نصف پیرهنامو به عنوان مانتو بپوشم .
پ.ن : من بعد از نوشتن کتاب "اگه هدیه ۴۵ کیلو بود " میخوام یه کارخونه هم بزنم که فقط لباس های سایز بالای ۴۰ و شلوارهای بین ۴۰ تا ۵۰ تولید کنه ! اونقدرم متنوع و خوب که به خاطرش همه هوس کنن که وزن اضافه کنن ! دِهَ ! چه وضعشه آخه !
در عمق تاریکی شب فرو می رود تا روشنایی را هدیه کند
نویسنده ی نابینایی که تمام آثارش را نیمه شب قلم میزند هنگامی که تو از پس تاریکی به خواب پناه برده ای .
این منم زنی ( دختری ) بد شانس در برابر رقبایی خر شانس !! .
" این جا ، در زیر خروارها خاک ، کسی آرامیده است ،
تا روزی که رستاخیز فرا برسد "
این عبارت سنگین تر از سنگی بود که روی آن حک شده بود .
پ.ن: منبعشو نمیدونم
.
او از بچگی یاد گرفته است که همیشه برای همه عزیزانش دلواپس باشد ، این ماهیتی است که در او وجود دارد
او این گونه عشق می ورزد و راه دیگری را برای این کار نمیداند .
درد و رنج در زندگی زنان همانند گربه ای است که خود را به پاهای انسان می مالد .
این گربه حتی زمانی که گوشه ای نشسته و کار خودش را انجام میدهد ، وجودش همچنان در زندگی زنان احساس میشود ، زیرا آنها می دانند که او در هر حال وجود دارد و هرگز از ذهنشان خارج نمی گردد و حتی به هنگام خواب گربه ، صدای نفس هایش آن ها را عذاب میدهد همانند زمانی که در جنگل هستیم و صداهایی می شنویم که نمی دانیم چیستند و از کجا می آیند .
زندگی در اتاق کار از " کریستین بوبن "